تبليغاتX
آواز قو -

آواز قو

د ر د د ل ه ا ی م ن

نامه چارلی چاپلین به دخترش

دخترم جرالدین:

پدرت با تو حرف میزند!شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را بفریبد.آن شب است که این الماس،آن ریسمان نا استوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.

روزی که چهره یک اشراف زاده بی بند و بار تو را فریب دهد،آن زمان بند بازی ناشی خواهی بود، بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند.

از این رو دل به زر و زیور مبند،بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خورشبختانه بر گردن همه ما می درخشد.اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار.

دخترم،هیچ کس و هیچ جیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن خود را به خاطر آن عریان کند.برهنگی بیماری عصر ماست.به گمان من تو باید مال کسی باشی که روحش را برای تو عریان کرده است.

جرالدین دخترم

با این پیام نامه ام را پایان میبخشم،انسان باش زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن هزار بر قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است

+ نوشته شده در  ساعت 19:49  توسط مجید   |