دوستی حادثه است و جدایی قانون ... بیا من و تو .. حادثه آفرین و قانون شکن باشیم .
آسمون هميشه آبي نيست ،
هميشه هم صاف نيست !
گاهي ابريه و گاهي باروني !
و از آسمون
هميشه هم بارون نمي باره !
خب ،
اين طبيعتشه !
ولي همون موقعهايي هم كه داره بارون مي باره ،
برو بشين پاي درد دل آسمون .
ببين چي مي گه ؟! چرا داره گريه مي كنه ؟!
دلتو بده به دل آسمون و عوضش ازش چند تا ستاره بگير !
مي دوني ؟
گاهي آسمون پر ستاره است ،
ولي يه ستاره ميون اون ستاره ها بزرگتر و قشنگتر و درخشانتره !
اون ستارهء " توء " !
من
اسمشو گذاشتم ستاره ي " تو " !
مي دوني ؟
وقتي با ستاره ي " تو " حرف مي زنم ،
وقتي بهش خيره مي شم يا بهش چشمك مي زنم
هميشه ازم يه چيزي مي پرسه !
مي گه : " دوستم داري ؟ "
ولي ديشب از من يه سوال ديگه پرسيد
گفت : " تو چرا هيچ وقت از من نمي پرسي كه دوستت دارم يا نه ؟ "
منم ازش پرسيدم : تو چي ؟ دوستم داري ؟
مي دوني چي گفت ؟ گفت : " قلبتو بده ! " گفتم : چه جوري ؟
گفت : چشماتو ببند ، يه نفس عميق بكش و خودتو رها كن . قلبت پرواز مي كنه و خودش مياد پيشم . منم همون كاري رو كردم كه ستاره گفت . ستاره قلبمو گرفت و روش يه چيزي نوشت و بعد پسش داد . مي دوني چي نوشته بود ؟ نوشته بود دوستت دارم ! نوشته ي ستاره ي " تو " رو قلبم موند . هنوزم هست . تا آخرم مي مونه ! چرا ؟ چون بهم گفت : حقيقت هيچ وقت نابود نمي شه ! چون چيزي است كه " بايد " وجود داشته باشه ! "
راستي !
بيا ايندفعه كه داره بارون مياد بريم پشت پنجره و به درد دل آسمون گوش كنيم .
وقتي شب مي شه ، بيا دو تايي به ستاره ها نگاه كنيم .
وقتي مي خوايم بخوابيم بيا با هم به ماه شب بخير بگيم .
و وقتي صبح مي شه ، بيا طلوع خورشيد رو كه پر از عشقه با هم نگاه كنيم !
باشه كه عاشق بمونيم ! تا آخرش !
اگرجادویی هم باشد
در دست های ماست

شايد هنوز هم باورت نمي شود كه ما بيشتر از اينها به هم وابسته بوديم. شايد هنوز هم در اين باوري كه چون ساليان سال در كنار هم زندگي نكرده ايم نمي توانيم مثل يك آشنا دست هم را در دست بگيريم. اصلا برايم فرقي نمي كند كه تو چه فكر مي كني. شايد تقدير روزگار چنين بوده كه ما به ياد هم اما تنهايي به مقصدي كه هيچ گاه به آن نيانديشيده بوديم برسيم. حتي برايم تفاوتي ندارد كه مرا به نام دوست صدا بزني يا آشنا! اما مي خواهم تمام دلتنگي ها و دلبستگي هايي را كه به هم داشته ايم كنار يكديگر قرار دهيم و از دوري و دوستي گلي به رنگ بهار پرورش دهيم كه ميان من و تو ساليان سال به رنگ و بوي محبت باقي بماند...!!

دلم نوشت امون بده؛ اگر چه زشت امون بده
بذار بیام؛ جهنمم می شه بهشت امون بده
امون بده فقط يه بار؛ این لحظه هم دووم بیار
گناه نمی شه مهلتی؛ به من بدی بزرگوار
امون بده امون بده؛ بالی تا آسمون بده
من اون بالا رو اوج؛ بی دروغ نشون بده
نگو تو کو؟ خونه کو؟ گلپرای پونه کو؟
نگو سوختیم من و تو؛ اون که می سوزونه کو؟
نگو بسه به يه آه
فرصت ما و نگاه
برای یکی شدن
دستاتو بده به من
